ديدگاههای نظری در مورد حمايت اجتماعي :

در ارتباط با حمايت اجتماعي نظريات گوناگوني وجود دارد که برخي از آنها به ارتباط دوران کودکي با اعضا خانواده در سالهاي اوليه تولد تأکيد دارد . عده اي ديگر به ارتباط فرد و تماسهاي اجتماعي او با شبکه اجتماعی[1] در زندگي روزانه مي پردازند و عده اي ديگر نيز هر دو ارتباط را در شکل گيري اين مفهوم دخيل مي دانند. در اين جا به اختصار هر نظريه مورد بررسي قرار مي گيرد.

– ديدگاه روان پويشي[2]:

در نظام روان تحليل گري ، مادر براي کودک ، معرف حمايت ، ايمني ، عشق و تغذيه است در اوان تولد کودک از درک اشياء عاجز است و از وجود خودش و دنياي خودش آگاه نيست . تحريک مثبت ، گرما و غذا را احساس مي کند ، ولي هنوز آنها را از سرچشمه شان که مادر است باز نمي شناسد. گرما همان مادر است ، غذا همان مادر است. به اصطلاح فرويد ، اين يکي از حالتهاي حاصل از خودشيفتگي است. وقتي که کودک رشد مي کند و پرورش مي يابد کم کم ياد مي گيرد که اشياء را آن طور که هستند ، درک کند ، پي مي برد که مادر به هنگام غذا دادن او را تحسين مي کند. همه اين دريافتها به صورت تجربه، متبلور و ترکيب مي شود : مرا دوست دارند . دوستم دارند براي اينکه قشنگ و قابل تحسينم . دوستم دارند براي اينکه مادر هم به من نيازمند است. به طور کلي به خاطر آنچه هستم ، دوستم دارند . يا اگر دقيقتر بگوييم ، دوستم دارند براي اينکه وجود دارم . کودک احتياج ندارد براي محبوب بودن کوششي بکند ، عشق مادر ي بدون قيد و شرط است . عشق مادري موهبت است ، آرامش است ، احتياجي به تحصيل ندارد ، احتياجي به شايستگي ندارد ( فروم،1960،  ترجمه تبريزي،1361).

 

_در نظام اريکسون در مرحله اول ( اعتماد در برابرعدم اعتماد ) :

کودک معمولاً نخستين ارتباط را با مادر برقرار مي سازد . او بايد بتواند در کنار مادر احساس ايمني به دست آورد ، يعني اين احساس را که مادر دائماً براي ارضاي نيازهاي وي در کنارش قرار دارد مراقبتهاي منظم و محبت آميز براي ايجاد احساس اعتماد در کودک ضروري است . اولين ارتباط عاطفي ، اگر خوب برقرار شود براي کودک يک ايمني است که اعتماد به دنياي بيروني را ميسر    مي سازد احساس ايمني شرط هر نوع پيشرفت بعدي است. در مرحله سوم بر حسب نظريه اريکسون ، تقويت شدن از سوي همسالان ، والدين و تشويقهايي که کودک در اولين کوششهايش دريافت مي کند مي تواند به کودک در تشکيل تصويري مثبت از خود و همچنين ايجاد يک شخصيت مستحکم کمک کنند . در دوره نوجواني ، اگر نوجوان در محيطي مناسب قرار گيرد، ورود وي به يک سطح رشد يافتگي معتدل و رضايت بخش تسهيل مي گردد. او در برابر چندين تناوب قرار مي گيرد و اگر مورد تشويقهاي بجا قرار گيرد مي تواند بزرگسالي مستقل با اغماض ، ديگر دوست و با اخلاق شود.(برک،2001،ترجمه سید محمدی،1384).

_ ديدگاه يادگيري اجتماعي شناختي [3]:

نظريه پردازان يادگيري اجتماعي – شناختي به اين عقيده رسيدند که بخش عمده تقويت در تجربه انسان ( دست کم پس از ( طفوليت ) ارتباط اندکي با نيازهاي فيزيولوژيک و يا هيچ ارتباطي با آن ندارد . در عوض اکثر تقويت کننده هايي که براي افراد اهميت دارند و تقويت اجتماعي پاسخهاي تأیيد کننده يا رد کننده ساير افراد هستند،  تأیيد بر اين عقيده که تقويت کننده هاي عمده در تجربه انسان ماهيتي اجتماعي دارند – پذيرش ، لبخند ، آزار  در آغوش گرفتن ، تحسين ، تأئيد علاقه و توجه از سوي ديگران – اولين مفهوم از چند مفهومي است که اين نظريه ها بدان مفاهيم نظريه هاي يادگيري « اجتماعي » هستند. در الگوي سرمشق گيري به نظر مي رسد تأکيد بر حمايت ابزاري و ملموس است .

_ديدگاه پديدار شناختي[4]:

مازلو حمايت اجتماعي را يک نياز اساسي براي رشد هر فرد مي داند . او مشاهده کرد که اکثر افراد نوروتيک  داراي سطوحي از حس فقدان امنيت ، تعلق خاطر ، عشق و توجه به حرمت نفس مي باشند و هر يک از اين ويژگي ها و نيازها ارتباط تنگاتنگي با تکامل شخصيت و خود شکوفايي فرد دارد. به اعتقاد مازلو افراد وابسته به محيط اجتماعي خود هستند و بدين روش نيازهاي اساسي خود را رفع مي کنند. و به احساسات و نيات ديگران حساس هستند. همه اينها شرايطي را فراهم مي کند که شخص بتواند استعدادها و توانائيهاي بالقوه خود را شکوفا و به کمال برساند. لذا بر اساس نظريات مازلو افراد خود شکوفا نياز اندکي براي حمايت اجتماعي دارند ، زيرا آنها متکي به خود بوده و منبع حمايتي مثبتي براي ديگران محسوب مي گردند (مازلو،ترجمه رضوانی،1376).

_ديدگاه شناختي :

در نظريه شناختي ، برخي از پژوهشگران از جمله لازاروس[5] ، فولکمن[6] بر اين باورند که تنيدگي به شناخت فرد از خود و محيط بستگي پيدا مي کند . از سوي اين پژوهشگران به دو راهبرد اشاره مي شود که توسط فرد براي کاهش اثرات تنيدگي استفاده مي شود. راهبردهاي مشکل مدار و راهبردهاي هيجان مدار، راهبرد هاي مشکل مدار جهتشان به طرف اداره و رويارويي با مشکل است. صورتي که راهبردهاي هيجان مدار جهتشان به سوي بهينه سازي پريشاني هيجاني است.به علاوه راهبردهايي وجود دارد که از هر دو کنش مشکل مدار و هيجان مدار استفاده مي کند حمايت اجتماعي يکي از اين  راهبردهاست . حمايت اجتماعي راهبردي است که از دو کنش سود مي جويد و بدين ترتيب ناظر بر حمايت اطلاعاتي ، عاطفي و ابزاري است ( قلاتي، 1380 ).

 

1- social net work

2 psycho dynamic approoch

1- cognitive  leaxning approach

2-  phenomenological  approach

1-Lazarus

2- Folkman

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه حمایت اجتماعی، راهبردهای مقابله ای، و سلامت روانی معتادان گمنام با معتادان تحت درمان با متادون در شهرستان قروه(استان کردستان)