چگونه می‏توان خلاقیت و نوآوری را در سازمان تسهیل کرد

شاید یکی از مهم ترین عوامل تسهیل و تقویت توان خلاقیت و نوآوری در سازمان‏، ساختار مناسب و تشکیلات متناسب با اهداف مورد نظر می‏باشد‏. اگر ساختار های سازمانی را به دو نوع ماشینی و زیستی تقسیم کنیم‏، ساختار زیستی یا ارگانیک، ساختار مناسب خلاقیت و نوآوری در سازمان است‏. ساختار زیستی با شرایط متحول محیطی به سرعت هماهنگ شده‏، امکان انعطاف و آزادی عمل را برای اعضاء فراهم آورده و بستر مناسبی را برای رشد خلاقیت و نوآوری آماده می‏سازد‏. این ساختار واجد ویژگی ‏های از قبیل ارتباطات موازی‏، انجام امور در سطح مربوطه‏، (عدم احاله امور برای تصمیم‏گیری به ردۀ بالاتر) تعهد به اهداف وظیفه‏ای‏، هم‏سطح بودن هرم سازمانی‏، روابط نزدیک شغلی و تخصصی و همکاری و همراهی پرسنلی است‏. در این ساختار ارتباطات محملی برای ارسال اطلاعات و درک متقابل سطوح و واحدها از یکدیگر بوده و کمتر جنبه دستور دهی و مسئولیت‏پُرسی دارد‏. به‏طور خلاصه ساختار ارگانیک با دوری جستن از خصوصیات سازمان‏های بوروکراتیک و قید و بندها و ضوابط سخت و ثابت آن محیطی مناسب برای خلاقیت کارکنان ایجادکرده و یکی از عوامل تسهیل‏کننده نوآوری به‏شمار می‏آید‏.

یکی دیگر از عوامل توسعه و تقویت قدرت خلاقیت و نوآوری در سازمان، هدایت‏، پشتیبانی و تشویق کسانی است که از خود نظر و ایده‏های خلّاق بروز می‏دهند‏. استراتژی‏ های حمایتی از افکار نو در سازمان موجب می‏گردد تا سازمان از تحوّل کافی برخوردار شده و بتواند خود را با محیط متغیر خارجی هماهنگ سازد‏. تعیین اهداف روشن و صریح در مورد فعالیت‏ های خلّاق و ایجاد سیستم پاداش‏دهی و تشویق افراد نوآور در این زمینه کارساز و مؤثرند‏.

البته نباید یک نکته را فراموش کرد و آن اینکه اگر وجود فرهنگ خلاقیت و نوآوری به عنوان فعالیت های ضروری و حیاتی باور و اعتقاد نداشته باشند‏، هیچ فعالیتی در این زمینه دوام و بقا نخواهد یافت‏. ایجاد هسته‏ های پژوهشی و نوآوری در سازمان نیز می‏تواند کار نوآوری را تسهیل و تسریع کند‏.ایجادگروه­‏های پژوهشی چندنفره تاواحدهای بزرگ پژوهشی درسازمان، همه تقویت‏کننده توانایی خلاقیت و نوآوری در سازمان است‏. گروه ‏های کوچک پژوهش و نوآوری می‏توانند از اعضای علاقمند و مستعد تشکیل شده و در ساعات غیراداری به فعالیت بپردازند‏.

یکی از اندیشمندان مدیریت در زمینه عوامل مؤثر بر خلاقیت و نوآوری به چهار دسته از عوامل اشاره دارد‏:

به کارگیری و جذب نیروهای خلّاق و نوآور به سازمان‏،

امکانات مناسب پژوهشی و مالی برای کوشش ‏های نوآورانه‏،

آزادی عمل کافی در انجام فعالیت ‏ها و تلاش‏های خلّاق‏،

به کارگیری نتایج حاصل از فعالیت‏ ها و تلاش‏ های خلّاق و دادن پاداش مناسب به افراد خلّاق‏.

هرگاه سیستم سازمانی با اتکا به این عوامل طراحی شود، خلاقیت و نوآوری در سازمان توسعه و گسترش یافته و تقویت می‏شود‏. از آنجایی که خلاقیت در گرو توانایی خلاقیت انسان ‏ها در سازمان می‏باشد‏، در اینجا به برخی از عواملی که موجب رشد قدرت خلاقیت و نوآوری اعضا و سازمان می‏گردد، نیز مختصراً اشاره می‏شود‏.

روحیه محافظه ‏کارانه و مأنوس شدن با روش‏ها و رویه‏ های موجود‏، روح خلاقیت و نوآوری را در فرد تضعیف کرده و از بین می‏برد‏. بنابراین با آموزش و ارشاد روحیه نوجویی و نوآوری را در افراد ایجاد کرد و ضمن حرمت نهادن به نظرات و رویه ‏های قدیمی ، اجازه تغییر و تحول را به افراد نوآور داد‏.

شیفتگی تخصصی و اطمینان کامل از روش‏های مورد عمل در بین متخصصان موجب می‏گردد که آنان به روش‏ها و شیوه‏های نو نیاندیشند‏. برای حل این مشکل باید اطلاعات جدید و مطالب مربوط شیوه‏های تازه را بین آنان توزیع نمود و به آنان نشان داد که برای هر کاری روش‏های جدیدتر و بهتر همواره امکان وجود دارند‏. برای ایجاد روحیه خلّاق و نوآور در اعضاء سازمان باید سیستم ارزیابی ویژه‏ای را طراحی نمود و تلاش ‏‏های خلّاق را تشویق کرد و اجازه داد تا افراد نظرات خود را ابراز کرده و ترس از شکست یا مردود شدن نظراتشان را از میان بُر‏د . باید به کارکنان این تفکر را اثبات کرد که استعداد خلاقیت و نوآوری استعدای همگانی است و تنها با تلاش و پشتکار و کنار زدن ترس‏ها و عادات می‏توان فردی خلّاق و نوآور بود‏. (رشیدی نیک‏، 1370)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه بین مدیریت دانش و جهت گیری استراتژیک: با در نظر گرفتن نقش نوآوری و عملکرد