نقش پدر خانواده و تاثیر آن بر عزت نفس کودکان:

خانواده نخستین محیط اجتماعی است که کودک را زیر سرپرستی و مراقبت قرار می دهد. از این رو بیش از تمام محیط های اجتماعی در رشد و تکامل فد تاثیر می گذارد، خانواده اولین محیطی است که الگوی جسمی – روانی فرد در آن شکل می گیرد. ریشه بروز بسیاری از فضائل و رذایل انسانی در خانواده است. از آنجا است که مبارزه، عشق، نفرت، اعتماد، بی اعتمادی و … زاده می شود.

آدامز (1992) در این باره می گوید: محققین در این مورد که پدر یا مادر کدامیک بیشترین تاثیر را بر روابط آینده نوزاد می گذارند. اختلاف نظر دارند. بولبی (1985) روابط مادر نوزاد به مثابه پیش الگوی تمام روابط خود معرفی می کند. در صورتیکه به نظر میرلو(1986) پدر پل روابط بین کودک و دنیای وسیع بیرونی بوده و الگویی برای بسیاری از روابط اجتماعی وی خواهد شد. از نظر سالیوان (1972) عدم همدلی پدر با فرزند مذکر موجب می شود که وی وابستگی شدیدی نسبت به مادر خود پیدا کند.

 2-2-18 کمک تخصصی برای افزایش عزت نفس:

بندورا (1986) می گوید از آنجایی که عوامل متنوع و فراوانی در عزت نفس نقش دارند رویکردهای مختلفی نیز می توانند در افزایش عزت نفس به کار روند و نیز این امکان وجود دارد که برای هر کس رویکرد قضاوتی مناسب تر باشد. برای عده ای لازم است با آموزش مهارتهای جدید بر کفایت واقعی آنها افزوده شود. در مورد عده ای دیگر، لازم است معیارها و ملاکهای مبهم و غیور واقع بینانه حذف شود و به جای آن معیارهای اختصاصی تر و دست یافتنی تر جایگزین گردد. در برخی نیز، فرد باید یاد بگیرد که بر تحسین و تمجید از خود پرداخته و یا به موفقیتهای خود به اندازه شکستهایش توجه داشته باشد. شواهد حاکی از آن است که تمامی این رویکردها می توانند موجب افزایش عزت نفس شوند. هر چند درمانهایی که هدف آنها تغییر فرآیند خود ستمی است . معمولاً کارآمدتر  از درمانهایی هستند که هدفشان افزایش مهارتهاست. (رم، 1982).

در بسیاری از درمانهای روان شناختی به ظاهر متفاوت، از چندین رویکرد استفاده
می شود. درمانگران غالباً بر درمانجو کمک می کند تا معیارها و ملاک های غیر واقع بینانه را شناسایی و جایگزین کنند. موفقیتعا و دستاوردهای خود را بشناسند و به تحسین و تمجید خویشتن بپردازند، در راههای موثرتری را برای کنار آمدن با جهان اتخاذ کنند. همچنین درمانیگران غالباً یک فضای گرم و پذیرنده فراهم می آورند که به واسطه آن، درمانجوی می تواند معیارهای مشخصی را در خود پرورش دهد. این معیارهای درونی باعث می شود که درمانجو به تائید دیگران نیاز کمتری داشته باشد. لذا، تعجبی ندارد که در بسیاری از پژوهشها معلوم شده است . روان درمانی عزت نفس را بالا می برد.(بندار[1] و کال[2]، 1978، پرسل[3]، برویک[4]، و بایگل[5]، 1974؛ وارن [6]و داریس 1972).

[1] Bendar

[2] Kaul

[3] Percell

[4] Berwick

[5] Beigel

[6] Warren

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش خود کارمدی و عزت نفس افراد مبتلا به اعتیاد شیشه