برخی رویکردها به نقش تخریبی آن (بلک و همکاران، 1998) اشاره نمود و مسیر نقد را در پیش گرفته اند به نحوی که منکر هرگونه ضرورت ارزشیابی اند با این حال در یک نگاه اجمالی و جامع چنین به نظر می اید که ارزشیابی مستمر از فواید عملکردی رفتاری و اصلاحی بیشتری برخوردار است و قادر است روند تحصیلی دانش آموزان را در مسیری معین و از پیش تعیین شده به پیش ببرد (اِگن و کاوچک، 2001) با این حال فواید روانشناختی عاطفی و هیجانی این فعالیت (ارزشیابی مستمر) چندان مورد مداقه پژوهشی قرار نگرفته است چرا که در فرایند های آموزشی مجال پرداختن به چنین مولفه هایی وجود ندارد و مربیان آموزشی نه تنها فرصت اندازه گیری اثرات روانشناختی ارزشیابی مستمر ندارند بلکه از ابزارهای مناسب در این راه برخوردار نبوده و یا اینکه تخصص لازم در این حوزه را ندارند.

در چند دهه اخیر در فرایند یادگیری – یاددهی متغیرهای متعددی جایگزین شده است تا به واسطه به کارگیری و راه اندازی ظان متغیرها هم بازده های یادگیری – یاددهی بطور دقیق و عینی معین شود (سیف، 1386) و هم زمینه تغییر ادراکات دانش آموزان خویشتن و توانمندیشان حاصل گردد (بلک و همکاران 2004) بر همین اساس چنین پنداشته شده است که ارزشیابی مستمر قادر است این دو نقش را به نحو مطلوب عملی سازد با این حال در اثر بخشی این فرایند (ارزشیابی مستمر) نقاط مبهم زیادی وجود دارد چرا که کثرت نقطه نظرات تربیتی و روانشناختی حصول یک نتیجه روشن در این حوزه را با دشواری مواجه کرده است با این وجود چنین به نظر می اید که ارزشیابی مستمر زمینه داوری دانش آموزان در خصوص توانمندی های تحصیلی شان را مهیا می کنند (پالسون 1994) با همه این اوصاف هنوز شکافهای بزرگی بین نظریه و عمل وجود دارد و پر کردن تدریجی این شکافها جز از طریق انجام پژوهش های روشنگرانه و مدبرانه عملی نخواهد بود از این رو لازم است برای روشن تر شدن ارتباط مستقیم بین ارزشیابی های بازخوردی (ارزشیابی تکوینی) و ادراکات حرمت خود دانش آموزان طرح و پژوهشی نو و راهگشا تدبیر شود تا در راستای نتایج آن بتوان در خصوص ارتباطات مذکور داوری کرد.

از طرفی در نظام های تعلیم و تربیت به طور مستمر تلاش بر این است که همراه با بسط دانش و ظهور نظریه های نوین زمینه عفلانی سازی روندهای اجرایی محقق شود در این راستا الگوهای نظری موجود بر اهمیت و نقش نظام های بازخوردی از طریق فرایندهای ارزشیابی در تغییر ادراکات خود کارآمدی و خود ارزشمندی تاکید دارند ولی تایید این اثرات در وجه عملی نیازمند عینیت یافتن پژوهش هایی است که به وضوح وجود ارتباط بین این روندها و پدیده ها را نشان می دهند از این رو جا دارد تدبیر پژوهشی اندیشیده شود تا در راستای نتایج آن بتوان اثر بخشی ارزشیابی مستمر و تکوینی در بروز تغییرات حرمت خود و ادراکات خود ارزشمندی را نشان داد (زارعی و همکاران،1389).

علاوه بر این امروزه بواسطه چالش های فرهنگی و اجتماعی و ظهور و بروز مظاهر مدرنیته در عرصه‌های زندگی ملاک‌های خودارزیابی دستخوش تغییرات متنوع شده است در اثر این تغییرات سازوکارهای پیشین برای رسیدن به مفهومی از خود ارزشمندی رنگ باخته است از این رو نظام های تعلیم و تربیت به ناچار بدنبال باز تعریف جایگاه و نقش روندهای آموزشی گذاشته اند تا توجیهی عقلانی برای حضور آن روندها در فرایندهای آموزشی بیندیشند.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر شبکه اجتماعی وایبر بر عملکرد تحصیلی(مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه)