– اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ خلّاق

در ورای ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮ ﺧلّاق، ﺑﻪ ﺟﺰ ﭼﺎرﭼﻮب ﻋﻤﺪه­ی اﻗﺘﺼﺎدی ﻛﻪ ﻣﺄﻣﻦ  ﺧﻼﻗﻴﺖ و ﻓﺮﻫﻨﮓ اﺳﺖ، ارﺗﻘﺎی رﺷﺪ ﻃﺒﻘﻪی ﺧلّاق و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق و رﻗﺎﺑﺖ ﻣﻴﺎن ﺷﻬﺮﻫﺎ می­ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻀﻤﻴﻦ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪی ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻃﺒﻘﻪی ﺧلّاق را ﺟﺬب میﻛﻨﻨﺪ، ﻳﻜﻲ از دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞﻫﺎی اﺻﻠﻲ ﻣﻔﻬﻮم اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ رﺷﺪ در ﻣﻔﻬﻮم اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق در ﺑﻄﻦ ﻳﻚ ﺑﺎﻓﺖ اﻗﺘﺼﺎدی ﺟﺎی دارد ﺑﺎﻓﺘﻲ ﻛﻪ رﻓﺎه ﻳﻚ ﺷﻬﺮ و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺻﺮﻓﺎً ﻣﺪﻳﻮن واژﮔﺎن اﻗﺘﺼﺎدی می­داﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ­ی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪی ﺧلّاق رﻳﭽﺎرد ﻓﻠﻮرﻳﺪا اﻳﻦ ﻋﻠﻴﺖ را ﺷﺮح می­دﻫﺪ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺧلّاق، رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق در ﻣﻨﻄﻘﻪای را ﻗﺪرت میﺑﺨﺸﻨﺪ و ﻣﻜﺎنﻫﺎﻳﻲ را ﺗﺮﺟﻴﺢ می­دﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﻮآور، ﭘﺮ ﻃﻤﻄﺮاق و ﺗﺤﻤﻞﭘﺬﻳﺮ می­باشد. ﺑﺎ وﺟﻮد اﻳﻦ، وی ﺗﻮﺿﻴﺢ می­دﻫﺪ ﻛﻪ ﻧﻮﻋﻲ اﻃﻤﻴﻨﺎن از ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ­ی اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻬﺎرت ﻻزﻣﻪ ﺟﻬﺖ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدی ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺑﺮای وی، ﻣﻬﺎرت­ﻫﺎ و اﻳﺪهﻫﺎ ﻛﺎﻻﻫﺎی اﺻﻠﻲ اﻗﺘﺼﺎدی ﻫﺴﺘﻨﺪ و به اﻳﺪه­ﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدداﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﺎم روﻣﺮ ﻣﺮﺑﻮط می­ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ آن را «ﻧﻈﺮﻳﻪ­ی ﺟﺪﻳﺪ رﺷﺪ» می­ﻧﺎﻣﺪ. ﺑﻪ ﻋﻼوه، اﻋﻀﺎی ﻃﺒﻘﻪ­ی ﺧلّاق ﮔﺮاﻳﺶ دارﻧﺪ ﺗﺎ در ﺟﻮاﻣﻊ ﺧلّاق ﺗﺠﻤﻊ ﻳﺎﺑﻨﺪ و ﺳﭙﺲ ﺷﺒﻜﻪای ﺑﺮای ﺧﻮد ﺑﻪ وﺟﻮد آورﻧﺪ .اﻳﻨﻜﻪ ﻧﻴﺮوی ﻣﺮدم و ﺑﻬﺮه­وری، ﻣﻬﺎرت­ﻫﺎی ﺧﻼﻗﺎﻧﻪ و اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎ را ﺧﻮﺷﻪ­ﺑﻨﺪی میﻛﻨﺪ، دارای ﻳﻚ ﻗﺪرت ﻣﺎﻟﻲ ﺑﺰرگ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻜﺎن را ﺑﻪ ﻳﻚ ﻋﻨﺼﺮ ﻛﻠﻴﺪی اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ میﻛﻨﺪ. ﻣﻜﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﺮای زﻧﺪﮔﻲ اﻧﺘﺨﺎب  میﻛﻨﻴﻢ، ﻫﺮ ﺣﺎﻟﺘﻲ از ﻫﺴﺘﻲ ﻳﺎ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎ را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮار می­دﻫﺪ و اﻧﺘﺨﺎب ﻣﺤﻞ زﻧﺪﮔﻲ را ﺑﻪ ﻳﻚ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ میﻛﻨﺪ.. ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ­ی ﻳﺎدآوری اﺳﺖ اﻳﻦﻛﻪ ﻳﻚ اﻧﺘﺨﺎب اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺴﻲ داده ﻧﺸﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ «آزادی و اﺑﺰارﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی اﻧﺘﺨﺎب  ﺑﺴﺘﮕﻲ دارد ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻳﻦ در ﭼﻴﺰی اﻧﻌﻜﺎس می­ﻳﺎﺑﺪ ﻛﻪ رﻳﭽﺎرد ﻓﻠﻮرﻳﺪا آن را « ﺟﻬﺎن ﻧﻮکﺗﻴﺰ» می­ﻧﺎﻣﺪ ﻛﻪ در ﺗﻘﺴﻴﻢ او از ﭼﻬﺎر ﻧﻮع ﻣﻜﺎن ﺗﺠﻠﻲ دارد ﺑﺮای وی، رأس اﻳﻦ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺗﻌﺪاد اﻧﺪﻛﻲ «­ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻓﻮق ﺳﺘﺎره» ﺳﺖ ﻛﻪ از ﻗﺪرت ﺟﺬب ﻣﻬﺎرتﻫﺎ و ﻧﻮآوریﻫﺎ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ. ﮔﺮوه دوم ﻣﻜﺎنﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺤﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎ و ﺧﺪﻣﺎت ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻏﺎﻟﺒﺎً از ﻛﺎﻧﻮنﻫﺎی ﻧﻮآوری ﺣﻤﺎﻳﺖ می ﻛﻨﻨﺪ. ﻛﻼن ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺟﻬﺎن در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ، ﺑﺎ دارا ﺑﻮدن ﺟﻤﻌﻴﺖ اﻧﺒﻮه و ﻧﺪاﺷﺘﻦ ارﺗﺒﺎط ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﺎ اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬﺎﻧﻲ، ﮔﺮوه ﺳﻮم ﻓﻠﻮرﻳﺪا را ﺗﺸﻜﻴﻞ می­دﻫﻨﺪ. ﮔﺮوه آﺧﺮ ﻧﻴﺰ ﻧﻮاﺣﻲ ﺑﺰرگ روﺳﺘﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ در ﺣﻮزه­ی ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ اﻗﺘﺼﺎدی، ﺟﻤﻌﻴﺖ و ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﭘﻮﻳﺶ اﻧﺪﻛﻲ دارﻧﺪ. در اﻳﻦ ﺟﻬﺎن ﻧﻮک­ﺗﻴﺰ، آنﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در داﺧﻞ درهﻫﺎ ﻣﺤﺼﻮرﻧﺪ، ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎً ﺑﻪ ﻗﻠﻪ­ﻫﺎ ﻧﮕﺎه می ﻛﻨﻨﺪ و ﻧﺎﻣﻼﻳﻤﺎت رﺷﺪ در ﺛﺮوت، ﻓﺮﺻﺖ و ﺷﻴﻮه­ی زﻧﺪﮔﻲ ﭘﻴﺶ رویﺷﺎن ﻗﺮار دارد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻟﻨﺪری ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮات در ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﻬﺮﻫﺎ اﺷﺎره  می­ﻛﻨﺪ ﻛﻪ در آن ﺑﺮﺧﻲ ﻣﻜﺎن­ﻫﺎ ﺻﻌﻮد و ﺑﻌﻀﻲ ﻧﻴﺰ ﻧﺰول می­ﻛﻨﻨﺪ.

اﻳﻦ ﻳﻚ راﻫﺒﺮد اﺻﻠﻲ در ورای عقیده­ی اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدی و رﻓﺎه ﻳﻚ ﺷﻬﺮ در راﺳﺘﺎی ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲاش ﺑﺮای ﺟﺬب ﻓﻌﺎلعیتﻫﺎی ﭘﺮارزش (ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻬﺎرت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻫﻨﺮی) و ﺻﺪور ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎی  ﻛﻢ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻣﺮﺑﻮط  می­ﺷﻮد ﻫﻢ ﻓﻠﻮرﻳﺪا و ﻫﻢ ﻟﻨﺪری ﺑﺮ اﻫﻤﻴﺖ ارزﻳﺎﺑﻲ و ﺗﻔﻜﺮ دوﺑﺎره­ی ﺷﻬﺮﻫﺎ، ﻧﻘﺶ آنﻫﺎ و ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ­ﻳﺎﺑﻲ آنﻫﺎ (در ﺳﻄﺢ ﻣﻨﻄﻘﻪای، ﻣﻠﻲ و ﺟﻬﺎﻧﻲ) ﺗﺄﻛﻴﺪ می­ﻛﻨﻨﺪ. اﻳﻦ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه­ی ﻳﻚ ﺿﺮورت ﺧﺎص اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺑﻄﻦ ﻣﻔﻬﻮم اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧﻼق ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ؛ ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ  آن دﻟﻴﻞ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺧﻼق ﺷﺪن دارد ﺗﺎ ﺑﺮای ﺳﺎﻳﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻣﺰاﻳﺎﻳﻲ از ﻃﺮﻳﻖ رﺷﺪی اﻗﺘﺼﺎدی ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﺎر می­آورد، در ﺑﺮ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. رﺷﺪ ﻳﺎ ﺟﺬب و ﺑﺴﻂ ﻃﺒﻘﻪ ی ﺧﻼق می­ﺗﻮاﻧﺪ ﻛﻠﻴﺪ ﺑﻘﺎی ﭼﻨﻴﻦ ﺷﻬﺮی ﺑﺎﺷﺪ. در اﻳﻦ راﺑﻄﻪ ﭘِﻚ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از درِﻫﺮ میﻧﻮﻳﺴﺪ:

«ﺷﻌﺎر ﻳﺎ ﺧلّاق ﺑﺎش ﻳﺎ ﺑﻤﻴﺮ، ﺿﺮورت ﺟﺪﻳﺪ ﺷﻬﺮی اﺳﺖ». در اﻳﻦ راﺳﺘﺎ، ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ « ﻃﺒﻘﻪی ﺧلّاق ﺟﺪﻳﺪ» ﺑﺎ واﺣﺪﻫﺎی ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ ﺷﻴﻚ، ﺣﺲ ﻫﻨﺮی و ﻳﻚ ﺟﻮ ﺻﻤﻴﻤﻲ اﻧﺴﺎﻧﻲ را ﺟﺬب ﻛﻨﻨﺪ در ﻏﻴﺮ اﻳﻦ ﺻﻮرت، راه دﻳﺘﺮوﻳﺖ را در ﭘﻴﺶ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮔﺮﻓﺖ. با توجه به روند توسعه شهرنشینی، اکنون بخش اعظم جمعیت جهان جمعیت شهری هستند و این امر، اهمیت شهر و شکل و فرم آن را افزایش می‏دهد. یکی از مفاهیم غالب در ادبیات توسعه شهری، مفهوم “شهر خلّاق” یا “طبقه خلّاق” است که بر اهمیت فرهنگ، هنر و افراد خلّاق در بافت شهری تأکید دارد.

رویکرد شهر خلّاق که ابتدا توسط ریچارد فلوریدا و چارلز لندری ابداع شد. توجه جهانیان را به خود جلب کرده و به نوعی “تب شهر خلاق” ایجاد کرده است. این مفهوم، به عنوان یک “راهکار ساده” و یک مدل “عمومی” برای شهرهایی که درگیر تغییرات پساصنعتی در تولید و مصرف بوده و در یک رقابت جهانی برای “جذب استعدادها” هستند، مطرح می‏شود. فعالیت‏های فرهنگی و هنری که در گذشته فرض می‏شد اثرات جانبی بر شکوفایی اقتصادی دارند، امروزه جایگاه بسیار مهمی نزد سیاست‏گذاران و سرمایه‏گذاران کسب کرده‏اند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ارزیابی میزان تحقق¬پذیری مولفه¬های شهر خلّاق (نمونه موردی: شهر بناب)