بنابراین می توان به طورکلی به  برخی از عوامل نابرابری و بی عدالتی در سلامت عمومی به شرح زیر اشاره کرد:

1ـ محل اقامت (تفاوت بین شهر و روستا، گروههای منطقه ای، پایتخت در مقابل سایر مناطق) و بخش های دیگر شهرها

2ـ نژاد

3ـ شغل و آسیب پذیریهای درآمدی

4ـ جنسیت که اغلب نشان دهنده آسیب پذیری های ناشی از قوانین و هنجارهای مرتبط با جنسیت می باشد.

5ـ فرهنگ و ارزشها

6ـ تحصیلات

7ـ وضعیت اقتصادی و اجتماعی

8ـ سرمایه اجتماعی (امامی و همکاران ، 2013) .

2-3-4  رابطه حمایت و انسجام اجتماعی و خانوادگی با سلامتی عمومی

حمایت و روابط خوب اجتماعی سهم چشمگیری در سلامت دارند. حمایت اجتماعی در جهت تحقق نیازهای واقعی و عاطفی افراد کمک کننده است. تعلق به یک شبکه اجتماعی از جامعه و الزامات متقابل موجب می شود تا افراد احساس محبت، دوستی، احترام و ارزش نمایند.شواهد نشان می دهد افرادی که حمایت های اجتماعی و خانوادگی کمتری دارند بیشتر در معرض ابتلا به اضطراب، افسردگی و طیف وسیعی از بیماریهای جسمی از جمله بیماریهای قلبی و عروقی قراردارند. یکی از مهمترین ریسک فاکتورها در این زمینه فقر است که می تواند منجر به اختلال در شبکه اجتماعی و انزوای فردی گردد. جوامعی که دارای سطح بالایی از نابرابری های درآمدی هستند تمایل کمتری به انسجام اجتماعی داشته و در نتیجه میزان خشونت در آنها بالاتر است (استلمن و همکاران ، 2012) .

2-3-5محورهای برنامه ریزی استراتژیک در زمینه عوامل تعیین کننده اجتماعی سلامت  عمومی

بطور کلی 4 محور اصلی برای تهیه برنامه های مرتبط با حوزه سلامت عمومی وجود دارد که سیاست های بهداشتی می تواند بر مبنای آن ها اتخاذ گردد. این چهار محور به قرار ذیل اند:

1ـ تلاش برای کاهش لایه های اجتماعی

یعنی کاهش نابرابری در قدرت، حیثیت، درآمد و ثروت که با موقعیت های اقتصادی اجتماعی مختلف مرتبط است.

2ـ کاهش مواجهه با عوامل آسیب رسان به سلامت که قشر محروم از آن رنج می برند.

3ـ کاهش آسیب پذیری طبقه محروم در شرایط آسیب رسان به ملت

4ـ مداخله با استفاده از مراقبت بهداشتی برای کاهش پیامدهای نابرابر بیماری و پیشگیری ناشی از تنزل اقتصادی و اجتماعی در میان افراد محروم که دچار بیماری می شوند (مونیکو ، 2012) .

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش وپرورش شهر کرمانشاه