دیدگاه­های فرهنگ سازمانی

درنت،تیری ودی ولف[1](1998)باتوجه به نظرات مؤلفان ازجمله سیمیریچ[2](1983)وبااتکابه مباحث مردم­شناسی دیدگاه­های فرهنگ سازمانی راارایه کرده­اندکه درادامه به طورمختصربه آن­ها اشاره می­شود(زاهدی،1380)دردودیدگاه اول فرهنگ سازمانی یک متغیراست به  عنوان جنبه یا وجهی ازسازمان فرهنگ آنچه است که سازمان دارد.دردیدگاه­های بعدی یک استعاره ریشه­ای دانسته شده یعنی سازمان یک فرهنگ است.

دیدگاه میان فرهنگی:دراین دیدگاه محققین تفاوت­های بین کشورها درمتغیرهای سازمانی مانندساختاررهبری،تصمیم­گیری و…را مطالعه می­کنند. دراین دیدگاه فرهنگ سازمانی یک متغیر(وابسته)زمینه­ای ومشابه یامترادف باکشوراست.ازجمله اندیشمندانی که دراین زمینه مطالعات گوناگونی دارند،می­توان به هافستداشاره کرد(منوریان،1382).

دیدگاه فرهنگ سازمانی:دراین دیدگاه فرهنگ یک سازمان موردمطالعه است.فرهنگ سازمانی عنوانی است که مانندمتغیرهای سازمانی دیگرمانند رهبری،ساختار، سیستم پاداش، اثربخشی و…موردپژوهش واقع می­شود.به فرهنگ به عنوان جنبه­ای ازسازمان نگریسته می­شودکه بتواندبه درک وابستگی بخش­های متعددسازمان درارتباط بامتغیرهای محیطی کمک کند.به عبارت دیگرمطالعه درباره روابط اقتضائی بین متغیرهای بافتی یازمینه­ای ومتغیرهای سازمانی مد نظراست.فرهنگ سازمانی به عنوان یک پیوندهنجاری تلقی می­شودکه اجزاءسازمان رابه هم متصل می­کند.کاربردآن این است که بعدفرهنگی نمادین به گونه­ای به موازنه کلی نظام­مند و اثربخشی سازمان کمک کند.

دیدگاه شناختی[3]:دراین دیدگاه فرهنگ به عنوان نظامی ازشناسایی­های مشترک یانظامی ازدانش­هایاباورها موردتوجه قرارمی­گیرد. ذهن انسان فرهنگ را به وسیله تعدادمحدودی ازقواعدایجادمی­کند. اعضاءسازمان دائمادرگیردرکوشش برای شناختن سازمان ونیزخودشان دربافت آن می­باشند.

دیدگاه نمادین یا نمادگرایی سازمانی[4]:دراین دیدگاه سازمان به عنوان الگوی مفاهیم نمادین محسوب می­شود.برای درک سازمان به خواندن رمزگشایی وتعبیرنمادهانیازمندهستیم.رویه­ها والگوهای کنش مبانی نمادین عمیق­تری ازمقاصدابزاری مستقیم دارند.فرهنگ همانندتارهایی است که انسان برای خودیافته ودرآن محصوراست وتحلیل آن کوشش برای جستجوی معنی است.

دیدگاه فرآیندهای ناخودآگاه[5]:دراین دیدگاه فرهنگ تجلی فرآیندهای روان­شناختی ناخودآگاه محسوب می­شود.دراینجاشکل­های سازمانی واقدامات به عنوان فرافکنی فرآیندهای ناخودآگاه دانسته شده ودرارتباط بااثرمتقابل بین فرآیندهای خارج ازآگاهی وتجلی آگاهانه آن­هابررسی می­شوند.فرهنگ بازتابی از ساختارهای موجودناخودآگاه وفراگیری ذهن انسان است.ازآنجاکه هر فرهنگی محصول ذهن انسان وفرآیندهای ذهنی مبنایی اوست ویژگی­های عام وجهان شمولی برای همه فرهنگ­هاوجوددارد.این ویژگی­هامی­توانددرساختارناخودآگاه فرهنگ­هایافت شود.

دردودیدگاه اول فرهنگ سازمانی به عنوان یک متغیرمحسوب می­شود.دردیدگاه میان فرهنگی فرهنگ بخشی ازمحیط است ومانندیک متغیروابسته عمل می­کند.دردیدگاه فرهنگ سازمانی فرهنگ به عنوان بخشی ازسازمان است وبه عنوان نتیجه فعالیت­های سازمانی نگریسته شده وممکن است متغیرمستقل،وابسته یاتعدیل­کننده به حساب آید.درهردودیدگاه تحلیل­گرسازمانی درجستجوی الگوهای روابط بین متغیرهای سازمانی ومتغیرهای بافتی(زمینه­ای)است وبه سازمان به عنوان یک ارگانیزم که درتقلابرای بقاءدرمحیط نامطمئن است نگریسته می­شود.درسه دیدگاه آخرتفکرمشترکی وجودداردکه متفاوت ازدیدگاه ابزاری-عناصری سازمان دردودیدگاه اول است.این نوع تفکرتلویحاابرازمی­داردکه سازمان­هافرهنگ­هاهستندوبنابراین واقعیت­هایی هستندکه دارای ساختار اجتماعی بوده وبرای اعضاءمعنی دارند. دراینجاتحلیل­گران سازمان علاقه­مندبه معنای آن هستندونه به اثربخشی وبازده­های سازمان.

 

[1].Drenth, Thierry and De Wolff

[2].Simirich

[3].Cognitive Perspective

[4].Organization Symbolism

[5].Unconscious Processes

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه رهبری تحول­آفرین وفرهنگ سازمانی بامدیریت دانش معلمان ابتدایی زن آموزش وپرورش ناحیه3شیراز